شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

غزل شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ضحاک ‌وار کشته بسی بی گناه رابر دوش تا فکنده دو مار سیاه را
۲
قصد ذقن نمودمش از زلف عنبرینچشمم ندید در شب تاریک چاه را
۳
هوش از سرم به چابکی آن شوخ کج‌کلاهبرد آنچنان که دزد شب از سر کلاه را
۴
حیران زاهدم که بر آن روی چون بهشتاز ابلهی گناه شمارد نگاه را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth