خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عقل از کف عشق خورد افیونهش دار جنون عقل اکنون
۲
عشق مجنون و عقل عاقلامروز شدند هر دو مجنون
۳
جیحون که به عشق بحر می رفتدریا شد و محو گشت جیحون
۴
در عشق رسید بحر خون دیدبنشست خرد میانه خون
صفحهٔ ۱ از ۵