شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۹۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برخیز و صبوح را برنجانای روی تو آفتاب رخشان
۲
جان‌ها که ز راه نو رسیدندبر مایده قدیم بنشان
۳
جان‌ها که پرید دوش در خوابدر عالم غیب شد پریشان
۴
هر جان به ولایتی و شهریآواره شدند چون غریبان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth