شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

غزل شمارهٔ ۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به شکار رفته‌ای گشته دلم شکار غمهست مرا ازین سپس طیش فزون و عیش کم
۲
گر نه ز محنت زمان شاه شود مرا ضماننیست ز بختم این گمان کاو برهاندم ز غم
۳
تا پی صید آهوان خنگ ملک بود روانجان و دلم بود نوان از چه ز آه دم‌به‌دم
۴
شه به غزال بسته دل من ز هزال خسته‌ دلاو ز خیال رسته دل، من ز ملال بسته دم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth