خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه تو دست عهد دادی که ز مهر سر نتابمبه چه جرم روی تابی که بری ز جسم تابم
۲
چه خلاف کردم آخر که تو برخلاف اولز معاندت نمودی به مفارقت عذابم
۳
به خدا که چون منی را دو جهان گناه بایدکه به هجر چون تو ماهی کند آسمان عقابم
۴
بگشای چین زلفت که به رخ فتاده چینمبنمای روی خوبت که ز دیده رفته خوابم
صفحهٔ ۱ از ۳