شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

غزل شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بس که هجر تو لاغر میان بکاست تنمقسم به جان تو که از این تهیست پیرهنم
۲
مرا که پیش زبان دم نمی‌زند شمشیربیا تو با دم شمشیر زن که دم نزنم
۳
ز خویشتن به جهان هر کسی خبر داردخلاف من که نباشد خبر ز خویشتنم
۴
حدیث لعل تو تا بر زبان من جاریستزنند خلق شب و روز بوسه بر دهنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth