خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم به زلف تو عهدی که بسته بود شکستیمیان ما و تو مویی علاقه بود گسستی
۲
ز شکل آن لب و دندان توان شناخت که یزدانز تنگنای عدم آفرید گوهر هستی
۳
حدیث طول امل را نمود زلف تو کوتهکه هرکه جست بلندی در اوفتاد به پستی
۴
شراب شوق ز لعلت چنان کشیدهام امشبکه صبح روز قیامت مراست اول مستی
صفحهٔ ۱ از ۳