خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این چه حالست که از سرکله انداختهایمست و بیخود شده از خانه برون تاختهای
۲
تبغ صیقل زده در مشت و سپر از پس پشتنرد کین باخته و ساز جدل ساختهای
۳
ساق بالا زده و ساعد کین برچیدهرخ برافروخته و تیغ برافراختهای
۴
گاه با دوست درآویخته گه با دشمنچون حریفان دغا نرد دغل باختهای
صفحهٔ ۱ از ۳