شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۹۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوی بیماران خود شد شاه مه رویان منگفت ای رخ‌های زرد و زعفرانستان من
۲
زعفرانستان خود را آب خواهم داد آبزعفران را گل کنم از چشمه حیوان من
۳
زرد و سرخ و خار و گل در حکم و در فرمان ماستسر منه جز بر خط فرمان من فرمان من
۴
ماه رویان جهان از حسن ما دزدند حسنذره‌ای دزدیده‌اند از حسن و از احسان من
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth