خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیشهاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقانوز شما کان شکر باد این جهان ای عاشقان
۲
نوش و جوش عاشقان تا عرش و تا کرسی رسیدبرگذشت از عرش و فرش این کاروان ای عاشقان
۳
از لب دریا چه گویم لب ندارد بحر جانبرفزودهست از مکان و لامکان ای عاشقان
۴
ما مثال موجها اندر قیام و در سجودتا بدید آید نشان از بینشان ای عاشقان
صفحهٔ ۱ از ۴