شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۹۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زنزلف او دعوی کند کاینک رسن بازی رسن
۲
عقل گوید گوهرم گوهر شکستن شرط نیستعشق گوید سنگ ما بستان و بر گوهر بزن
۳
سنگ ما گوهر شکست و حیف هم بر سنگ ماستحیف هم بر روح باشد گر شدش قربان بدن
۴
این نه بس دل را که دلبر دست در خونش کنداین نه بس بت را که باشد چون خلیلش بت شکن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth