شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم که پارهٔ دل در دهان غم دارمبه زیر ناصیه صد آستان غم دارم
۲
دلی که زخم پذیری کند نمی بینموگر نه تیر نفس در دهان غم دارم
۳
اگر چه جان به غمت داده ام، به گفتهٔ خویشاگر غمت بگریزد زیان غم دارم
۴
بگو به شادی وصلت که تیغ برداردکه میل زمزمهٔ الامان غم دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth