شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شکارم کز بر تیر سنان می رویدمالتماس زخم نو از لامکان می رویدم
۲
حسن می گوید که من تخمی بیفشانم، ولیتا قیامت روی گرم از آستان می رویدم
۳
در لبم در عشق تو، آن میهمان دار بلاکز در و دیوار خیل میهمان می رویدم
۴
من کی ام، رضوان آن جنت، که در هر سوی راهطوبی از فیض نسیم بوستان می رویدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth