خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۴۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماتشنگی به دجله و جیحون نمی دهیمیک العطش به صد قدح خون نمی دهیم
۲
آب حیات از لب ما می چکد ولیصد چشمه زهر هست که بیرون نمی دهیم
۳
شد رام تازیانهٔ ما توسن جنوندیگر عنان فتنه به گردون نمی دهیم
۴
اهل زمانه را هوس آب خضر و بسکس را خبر ز چاشنی خون نمی دهیم
صفحهٔ ۱ از ۲