شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌فروشم راحت و عشق ستمگر می‌خرممی‌دهم روز خوش و آسیب اختر می‌خرم
۲
ای که باز افکنده‌ای در تیغ کاه رغبتمگر متاع غم بود بگشا که اکثر می‌خرم
۳
در سرشت من قبول شیوهٔ انکار نیستساده‌لوحم هر جه بفروشند یک سر می‌خرم
۴
ترک جان تلخ کام است و شکر خواب عدمجام زهری می‌فشانم تنگ شِکّر می‌خرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth