خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما جام درد با دف و نی کم کشیده ایمدایم قدح نهفته ز محرم کشیده ایم
۲
دامن ز جام می مکش ای محتسب که ماجام و سبو ز چشمهٔ زمزم کشیده ایم
۳
دانسته ایم تلخی عیش گذشته را تا خویش را به حلقهٔ ماتم کشیده ایم
۴
ناسور گشته زخم و نمک را چه می کنیمما انتقام خویش ز مرهم کشیده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲