خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنموز برای چهره سودن، خاک پایی خوش کنم
۲
باز می خواهم که چون بلبل ز شوق نو گلیاز ترنم های درد افزا نوایی خوش کنم
۳
باز می خواهم که دل در دست و جان در آستیندر میان دلبران افتم، بلایی خوش کنم
۴
باز می خواهم که بنشینم به راه وعده ایخاطر خود را به هر آواز پایی خوش کنم
صفحهٔ ۱ از ۲