خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دخول هر غری افسردهای در کار مندور بادا وصف نفس آلودشان از یار من
۲
دررمید از ننگ ایشان و خبیثیها و مکراز وظیفه مدح یارم این دل هشیار من
۳
خاک لعنت بر سر افسوس داری بدرگیکو کند از خاکساری درهم این هنجار من
۴
ای بریده دست دزدی کو بدزدد حکمتمو آنگهی دکان بگیرد بر سر بازار من
صفحهٔ ۱ از ۶