خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دیار تو غریبیم و هوادار غریبخوش بود گر بنوازی صنما یار غریب
۲
مخزن جملهٔ اسرار خداوند ، دل استدل به من ده که بگویم به تو اسرار غریب
۳
گر غریبی برت آید به کرم بنوازشسخت کاریست غریبی ، مکن انکار غریب
۴
ما دعاگوی غریبان جهانیم همهدر همه حال خدا باد نگهدار غریب
صفحهٔ ۱ از ۲