شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر قطره‌ای از این بحر دریای بیکران استدر چشم ما نظر کن بنگر که عین آن است
۲
هر آینه که بینی تمثال او نمایدآئینه این چنین بود تمثال آن چنان است
۳
زنده ‌دلان عالم دارند حیاتی از ویعالم تن است و او جان ، جان در بدن روان است
۴
ما دیده‌ای که دیدیم روشن به نور او بودبنگر که نور رویش بر چشم ما عیان است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth