خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ختم رسل که سید اولاد آدم استآخر بود به صورت و معنی مقدم است
۲
جام جهان نما به کف آور بنوش میجامی چنین که دید که هم جام و هم جم است
۳
هر صورتی در آینه اسمی نموده اندخوش صورتی که معنی آن اسم اعظم است
۴
آب حیات از نفس ما بود روانبا ما مدام ساغر پر باده همدم است
صفحهٔ ۱ از ۲