خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حالیا دور قمر دوران ماستجام می در دور و این دور آن ماست
۲
رونقش میخانه ها خواهد فزودزآنکه وقت ذوق سر مستان ماست
۳
دست ما چون آستین دست اوستهر کجا دستیست آن دستان ماست
۴
می کشد ما را و می گوئیم شکرمی برد دل منتش بر جان ماست
صفحهٔ ۱ از ۲