خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق او آب حیات و آن حیات جان ماستاین چنین سرچشمه ای در جان جاویدان ماست
۲
گنج عشق او که در عالم نمی گنجد همهاز دل ما جو که جایش در دل ویران ماست
۳
جان ما با غیر اگر باری حکایت کرده استتا قیامت نادم است انصاف او بر جان ماست
۴
نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکیستگر نظر بر آب داری این همه از کان ماست
صفحهٔ ۱ از ۲