خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هفت دریا قطرهای ازبحر بیپایان ماستاین چنین بحری ز ما می جو که این بحر آن ماست
۲
گنج او در کنج دل میجوکه آنجا یافتیمجای گنج عشق او کنج دل ویران ماست
۳
دل به دلبر دادهایم وجان به جانان میدهیمگر قبول اوفتد شکرانههابر جان ماست
۴
ما درین دور قمر خوش مجلسی آراستیمجام می در دور و ما سرمست این دوران ماست
صفحهٔ ۱ از ۲