خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آبروی ما ز اشک چشم ماستهمچو ما با آبروی خود کجاست
۲
بحر عشق ما کرانش هست نیستغرقه ای داند که با ما آشناست
۳
حال ما گر عاشقی پرسد بگورند مستی فارغ از هر دو سراست
۴
بینوائی گر گدای کوی اوستنزد درویشان گدای پادشاست
صفحهٔ ۱ از ۲