شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درد با همدرد اگر گوئی رواستدرد با بی درد خود گفتن خطاست
۲
دردمندانیم و دُردی می خوریمدردمندی همچو ما دیگر کجاست
۳
دُرد دردش نوش کن گر عاشقیزانکه دُرد درد او ما را دواست
۴
در نظر داریم بحر بیکرانآبروی ما همه از عین ماست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth