خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چنان مجلسی که جانم خواستعشق جانان بهای ما آراست
۲
آفتاب جمال رو بنمودما به او ، او به خود چنین پیداست
۳
بحر و موج و حباب و جو آبندما ز ما جو که عین ما با ماست
۴
ما و زاهد به هم کجا سازیمعقل با عشق می نیاید راست
صفحهٔ ۱ از ۲