خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نور او روشنی دیدهٔ ماستنظری کن به چشم ما پیداست
۲
روی او را به نور او بینندچشم بیننده ای که او بیناست
۳
وحده لاشریک له گفتمآنکه عالم به نور خود آراست
۴
بحر دل را کرانه نیست پدیدجان ما غرقهٔ چنین دریاست
صفحهٔ ۱ از ۲