خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبستدر خانهٔ خویشیم و غریبیم غریبست
۲
در عین وصالیم و گرفتار فراقیمما دور ز یاریم ولی یار قریبست
۳
درماندهٔ دردیم ولی خرم و شادیمما را چه غم از درد چو محبوب طبیبست
۴
در دیدهٔ مجنون همه جا صورت لیلی استدر چشم محبان همه معنی حبیب است
صفحهٔ ۱ از ۲