خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سریر سلطنت عشق بر سر دار استاز آن سبب سر این دار جای سردار است
۲
به جان جملهٔ رندان مست کاین دل مامدام در هوس دست بوس خمار است
۳
بیا که سینهٔ ما مخزنیست پر اسراراگر چنانکه تو را ذوق علم و اسرار است
۴
سخن مگوی ز دستار و بگذر از سر آنهزار سر به یکی جو چه جای دستار است
صفحهٔ ۱ از ۳