شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تن همچو تخت شاهست جان خود یکی امیر استآن پادشاه بر وی سلطان بی نظیر است
۲
عشق است شاه عادل بر تخت دل نشستهاین عقل کامل ما آن شاه را وزیر است
۳
گشته است بلبل مست نالان به عشق آن گلدر بوستان ما بین گلهای بی نظیر است
۴
سلطان وقت خود را خواهی که بازیابیبنگر گدای ما را درویشکی فقیر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth