خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نور او در جمله اشیاء ظاهر استظاهرش بنگر که بر ما ظاهر است
۲
روشنست آئینهٔ عالم تمامدر همه اسما مسما ظاهر است
۳
نور روی اوست ما را در نظرنور آن منظور زیبا ظاهر است
۴
باطنت از چشم نابینا ولیظاهرا بر چشم بینا ظاهر است
صفحهٔ ۱ از ۲