شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گوهر دریای ما را آبروئی دیگر استنوش کن جام می ما کز سبوئی دیگر است
۲
گفتهٔ مستانه ما ملک عالم را گرفتگوش کن بشنو خوشی کاین گفتگوئی دیگر است
۳
دیگران فردوس می خواهند و ما دیدار یارهمت عالی ما را جستجوئی دیگر است
۴
خرقهٔ خود را به جام می نمازی کرده ایمنزد رندان این طهارت شست و شوئی دیگر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth