خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نور رویش آفتابی دیگر استسایهٔ او ماهتابی دیگر است
۲
زلف او درتاب رفت از دست دلتاب او را پیچ و تابی دیگر است
۳
گفتمش جان و دل جانان توئیگفت آری این جوابی دیگر است
۴
نقش می بندم خیالش را به خوابخوش بود این خواب خوابی دیگر است
صفحهٔ ۱ از ۲