شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی سرمست ما یاری خوش استخوش حریفانیم و خماری خوش است
۲
گر دوصد جان را به یک جرعه خرندزود بفروشش که بازاری خوش است
۳
عشقبازی کار بیکاران بودکار ما می کن که این کاری خوشست
۴
بر سر دار فنا بنشسته ایمخوش سر داری و سرداری خوشست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth