خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نور روی او به او دیدن خوش استگرد او چون دیده گردیدن خوش است
۲
حال عشق از عقل می پرسی مپرسذوق عشق از عشق پرسیدن خوش است
۳
کار بی کاریست کار عاشقیاین چنین خوش کار ورزیدن خوش است
۴
گفتهٔ مستانهٔ ما خوش بودرو تو خوش بشنو که بشنیدن خوش است
صفحهٔ ۱ از ۲