خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق جانان در میان جان خوشستراز دلدار از جهان پنهان خوش است
۲
درد بی درمان او درمان مادر دلم این درد بی درمان خوش است
۳
حال سودائی زلف یار منهمچو زلفش می برد سامان خوش است
۴
عشق و گنجی و دل ویرانه ایآن چنان گنجی در این ویران خوشست
صفحهٔ ۱ از ۲