خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سراپردهٔ جان خلوت جانانه خوشستآن چنان گنج خوشی در دل ویرانه خوشست
۲
رند سرمست بجو زاهد مخمور بمانعاقلی را چه کنی عاشق دیوانه خوشست
۳
جنتی را که در او دوست نیابی سهل استیار اگر دست دهد گوشهٔ میخانه خوشست
۴
گفتهٔ عاشق سرمست بخوان از مستانزانکه در مجلس ما گفتهٔ مستانه خوشست
صفحهٔ ۱ از ۲