خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این خوشست و آن خوشست و این و آن با هم خوشستجان جانان خوش نشسته نزد ما بی غم خوشست
۲
این همه جام مرصع پر ز می داریم مابا حریف سرخوش و با ساقی همدم خوشست
۳
عقل مخمور است و نامحرم چه داند راز ماگفتن اسرار ما با عاشق محرم خوشست
۴
خوش بود گر پادشاهی می خورد از جام جمزانکه میگویند جام پادشه با جم خوشست
صفحهٔ ۱ از ۲