خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نعمت الله حریف مستان استعاشق روی می پرستان است
۲
در خرابات مست لایعقلساقی بزم باده نوشان است
۳
والهٔ زلف روی محبوب استفارغ از جمع و از پریشان است
۴
نوبت زهد و زاهدی بگذشتدولت عشق و دور رندان است
صفحهٔ ۱ از ۲