شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میر میخانهٔ ما سید سرمستان استرنداگر می طلبی ساقی سرمستان است
۲
نور چشم است و به نورش همه را می بینمآفتابی است که در دور قمر تابان است
۳
چشم ما روشنی از نور جمالش داردتو مپندار که او از نظرم پنهان است
۴
گر فروشند به صد جان نفسی صحبت اوبخر ای جان عزیزم که نگو ارزان است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth