خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالم بدن است و عشق جان استجان است که در بدن روان است
۲
عشقست که عاشق است و معشوقعشق است که عین این و آن است
۳
عشق است که نور دیدهٔ ماستچون نور به چشم ما عیان است
۴
بنشسته به تخت دل چو شاهیعشق است که پادشه نشان است
صفحهٔ ۱ از ۲