شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۳۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنده ایم و عابد و معبود اوست بلکه معدومیم ما موجود اوست
۲
گر کسی راهست مقصودی دگرعارفان را از همه مقصود اوست
۳
جود او بخشید عالم را وجودنیک دریابش که عین جود اوست
۴
این و آن نقش خیالی بیش نیستآنکه هست و باشد و هم بود اوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth