شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۳۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیستآئینه ایست روشن جام جهان نمائیست
۲
خلوتسرای دیده از نور اوست روشنبر چشم ما قدم نه بنشین که خوش سرائیست
۳
در گوشهٔ خرابات رندی اگر ببینیبیگانه اش ندانی او یار آشنائیست
۴
درویش کنج عزلت او را به دار عزتصورت گدا نماید معنیش پادشائیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth