شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۳۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق را خود قرار پیدا نیستدو نفس حضرتش به یک جا نیست
۲
همچو دریا مدام در موج استاین چنین بحر هیچ دریا نیست
۳
عین عشقیم لاجرم شب و روزصبر و آرام در دل ما نیست
۴
نور چشم است و در نظر پیداستدیده ای کان ندید بینا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth