خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شک به عدم نیست که او هیچ نیستشک به وجود است و هم او هیچ نیست
۲
نیست گمانم که جز او هیچ نیستهست یقینم که جز او هیچ نیست
۳
معنی هو با تو بگویم که چیستاوست دگر این من و تو هیچ نیست
۴
یک سخنی بشنو و یکرنگ باشقول یکی گفتن و دو هیچ نیست
صفحهٔ ۱ از ۳