خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیستبی هوای دُرد دردش صاف درمان هیچ نیست
۲
در خرابات مغان جام شرابی نوش کنتا بدانی با وجودش کآب حیوان هیچ نیست
۳
پیش از این در خلوت جان غیر جانان بارداشتاین زمان در خلوت جان غیر جانان هیچ نیست
۴
دیدهٔ جانم به نور طلعت او روشنستغیر نور روی او را دیدهٔ جان هیچ نیست
صفحهٔ ۱ از ۲