خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیستدامن خود را بگیر از پس مرو ره بیش نیست
۲
گر هوای عشق داری خویش را بی خویش کنکآشنای عشق او جز عاشقی بی خویش نیست
۳
بر امید وصل عمری بار هجرانش بکشچون گلی بی خار نبود نوش هم بی نیش نیست
۴
گوهر رازش ز درویشان دریا دل طلبزانکه غواص محیطش جز دل درویش نیست
صفحهٔ ۱ از ۲