خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لطف آن سلطان ما را انتهائی هست نیستدر دو عالم غیر این یک پادشاهی هست نیست
۲
چیست عالم سایه بان آفتاب حسن اواین چنین شاه لطیفی هیچ جائی هست نیست
۳
بینوایان یافتند از جود آن سلطان نوادر همه لشگر گه او بینوائی هست نیست
۴
دردمندانیم و می نوشیم دُرد درد دلغیر این شربت دگر ما را دوائی هست نیست
صفحهٔ ۱ از ۲