خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش عشق تو دل در بر بسوختباز زرین بال عقلم پر بسوخت
۲
شمع عشقت آتشی در ما فکندعود جانم در دل مجمر بسوخت
۳
آتشی از سوز سینه بر زدمعقل چون پروانه پا تا سر بسوخت
۴
سوخته بودم آتش عشقت دگرخوش برافروخت و مرا خوشتر بسوخت
صفحهٔ ۱ از ۳